book-andromedastrain

نژاد آندرومدا

نژاد آندرومدا، نامی که شما را یاد چند موضوع می‌اندازد. اگر با اُپراهای فضایی در ادبیات ژانر علمی تخیلی آشنایی داشته باشید، و حتی بینندۀ فیلم‌های علمی تخیلی باشید، یقیناً تصور شما بر آن خواهد بود که با داستانی کاملاً فضایی، انهم از نوع میان ستاره‌ای اگر نه حتی میان کهکشانی سر و کار دارید. ولی نیم نگاهی به نام بزرگ و شناخته شدۀ نویسنده بیندازیم. مایکل کرایتون! بیوشیمی‌دانی که یکی از شخصیت‌های چندکاره و موفق قرن بیستم بود. اگر آنقدر زود یکی از همان مشکلاتی که در تحقیقاتش، بنیاد پژوهشی‌اش و همینطور داستان‌هایش می‌نوشت به شکلی گریبانگیرش نمی‌شد، ما تقریبا هر دو سال یکبار شاهد یک کار جدید از وی تا کنون بودیم و این روزها جشن ۷۵ سالگی این شخصیت محترم، موفق و کاملاً آکادمیک را می‌گرفتیم.





شاید با یادآوری پارک ژوراسیک که شاهکار نفس‌گیرش بود که اسپیلبرگ را هم قانع کرد تقریباً بهترین فیلمش را بنا بر این داستان بسازد، از نژاد آندرومدا، پیش از خواندن کتاب، یا دیدن فیلم که به سال ۱۹۷۱ یعنی سه سال پس از فروش فوق‌العادۀ کتاب، ساخته شد، تصوری از آنچه در داستان و فیلم نفس‌گیر دیگری به نام بیگانه داشته باشید. یعنی یک اُپرای فضایی ترسناک. موجوداتی که انسان زمینی تاکنون با آن‌ها برخورد نداشته. ولی اینطور نیست! من به عمد هیچ جزییاتی از داستان را لو نمی‌دهم تا کتاب را بخوانید.

ولی در اینجا نوشته‌ام را چند بخش می‌کنم: کتاب اصلی، کتاب فارسی‌شده و فیلم. در اینجا چندان هم قصد نقد خود اثر را ندارم.

کتاب اصلی
وضعیت آماری: تا آن دهه نود این کتاب به رقم حدودی و البته نجومی سه میلیون نسخه رسیده بود. آلفرد ناپف (شما همان ناف بخوانیدش)، کتاب نسخۀ اولیه را از کرایتون دریافت می‌کند. ناشر که می‌دانسته کار خوبی‌ست تا می‌تواند ایراد می‌گیرد. آنقدر که کرایتون را خسته می‌کند. ولی کرایتون از همان ابتدا، پژوهشگری سخت‌کوش بوده. در نتیجه کم نمی‌آورد. من بخشی از نوشته خودش را در سایت خودش که پس از فوتش، حقوقش به موسسۀ خودش یعنی کرایتون سان (Crichtonsun LLC) برمی‌گردد می‌آورم. دربارۀ کرایتون نوشته مجزایی می‌نویسم و اینجا توجه اصلی به کتاب نژاد آندرومداست.

career-writer-michaelcrichton-usaweekend-1994

کرایتون ۱۹۹۴، برگرفته از وب سایت ایشان

نام کتاب را دوست دارم. به عنوان یک پروژه از دستش رهایی نداشتم. نوشتم، تمامش کردم و دادم به ویراستار جدیدم، باب گاتلیب (BobGotleib). باب گفت چاپش نمی‌کنم، مگر اینکه از اول تا آخر خودت بخوانی و ویرایش کنی. ۲۵ سالم بودم و باب تازه وارد ۳۰ سالگی شده بود ولی همان زمان ویراستار معتبری بود….
باب گفت باید قابل خواندن و هضم و قانع کننده باشد. درست مثل مجلۀ نیویورکر…. بعد از بازنویسی برای باب فرستادم. به من زنگ زد و گفت، کار خیلی خوبی شده، حالا باید نصفش را دوباره بازنویسی کنی! آب دهانم را قورت دادم و گفتم باشه. بعد از آن هرچند روز یک بار به من زنگ می‌زد: اولِ این فصل را ویرایش کن. دوباره این را توصیف کن. این شخصیت جالب نیست؛ درستش کن. یک فصل اضافه کن؛ و چنین و چنان.

کم کم حس بدی از این دستورها به من دست داد. به نظر تمام نشدنی و در حال افزایش بودند (هنوز نمی‌دانستم چقدر ویرایش خوب، نادر است!) وقتی کتاب چاپ شد، بسیاری از مردم همه چیز آن را سرجایش می‌دانستند. خیلی جالب بود. وقتی باب وایز، از آن خواست فیلم بسازد، دستیاران پژوهشی‌اش، همه چیز داستان را به جا می‌یافتند. پس سراغ چیزهایی رفتند که در کتاب آمده بود. آزمایشگاه زیرزمینی، برنامه‌های رایانه‌ای، امنیت زیست‌سنجی. بعد از مدتی، از اینکه به مردم بگویم، همۀ اینها کار من بوده، دست برداشتم؛ چون هر آنچه در کتاب آمده بود، رنگ واقعیت گرفت. منتهی وقتی کتاب را می‌نوشتم، از آن‌ها خبر نداشتم.

crichton-1977

مایکل کرایتون، ۱۹۷۷

در این کتاب، کرایتون، در واقع یک دورۀ آشنایی با میکروبیولوژی برایتان ترتیب داده. بیش از آنچه داستان باشد، واقعیت است. جدول‌ها و نمودارها و ارقامی که کاملاً علمی هستند و درست. چند جا البته بنا به آنچه خلق کرده، نمودار و عدد و رقم‌هایی هم ترتیب داده که به شیوۀ علمی بنگریم، به هیج وجه بی‌راه نیست. در نیمه‌های کتاب، با بدن خودتان و حقایقی که بارها در آزمایش خون با آن سر و کار دارید، آشنا می‌شوید. این آشنا یی بد نیست. شاید دیده باشید، کسانی که زیست شناسی و به طور خاص، میکروب‌شناسی می‌دانند، در مقابل بسیاری مسائل پزشکی آرامش بیشتری دارند و برایشان وسواس فکری نسبت به آنچه ما واقعیت وحشتناکش در پزشکی می‌نامیم، چندان معنایی ندارد.

این جداول و اعداد و مستندها شیوۀ کار کرایتون بوده. در تمام کتاب شما به چنین مستندهایی مواجه می‌شوید. در واقع، منتظر یک کتاب صرفاً جذاب برای مطالعه سطحی آخر هفته، نباشید. من نژاد آندرومدا را اینطور توصیف می‌کنم: یک کتاب مقدماتی میکروب‌شناسی یا میکروبیولوژی، که از چند شخصیت خیالی که از قضا چندتای آن‌ها هم خیالی نیستند، کمک گرفته تا شما را قدمی جلوتر ببرد و پیش‌بینی در مورد یک پدیده زیستی داشته باشد. این بخش تخیلی بوده. که به وضوح دستمایۀ بسیاری داستان‌های دیگر شده که دیگران تاکنون نوشته‌اند.

فناوری و پروژه‌های سری، استفاده نظامی و دخالت سیاستمداران در علم و فناوری و استفادۀ اولیه پیش از صنعتی شدن، و آزمایش‌هایی که منجر به فاجعه می‌شوند، تم اصلی بیشتر کارهای علمی تخیلی کرایتون هستند.  در این داستان هم دقیقاً همین اتفاق می‌افتد. منتهی، در این اثر، شما با عاملی خارجی روبرو هستید که باید اول آن را بشناسید و بعد چگونه کنار آمدن یا خنثی کردنش اگر وجه منفی داشت. بحث‌های علمی در لینک پایان همین مطلب آمده که می‌توانید در یوتیوپ ببینید و گوش کنید.

دیدگاه‌ منتقدانه و البته کمی شکاک کرایتون رادر همین منفی‌نگری نسبت به استفاده‌های نطامی و سرمایه گذاری‌های دولتی در علم می‌توانید سرنخ کارهایش و نقشۀ کارهای علمی تخیلیش بدانید. که نمونه‌اش را در پارک ژوراسیک دیده‌اید. ایده‌هی متعدد علمی و راه‌حل‌ها دقیقاً مانند یک مقالۀ نظری در این کتاب آمده که چندان تخیلی نیستند و مورد بحث‌ و توجه زیادی قرار گرفته است.

درآخر کتاب‌هایش از جمله همین کتاب، با عنوان‌های مقالات تخصصی مواجه می‌شوید که کرایتون بیشترین سود را در هر بخش از آن‌ها برده. کرایتون سخت‌کوش همچون پژوهشگر به واقع پروپوزال جدیدی مانند یک مقالۀ نظری زیست شناسی در کتاب می‌دهد. برای همین کتابی صرفاً برای وقت پُر کردن نیست. و بعدها مشخص شد که ایده‌ها درست بوده و حتی مسائل سیاسی و پرونده‌هایی که وجود داشت درمورد آزمایشگاه‌های مخفی و کارهی پشت پرده ناسا، در واقع به تصور من با مجوزی که گرفته، به صورت محدود در دسترسش بوده و از آن‌ها نامی نبرده چراکه پرونده‌های سری حتی در حد ایده باید سری بمانند.

تخیل کرایتون، فانتزی نیست. کاملاً استدلال علمی برای یک پیش‌بینی در ذهن دارد و به واقعیت تبدیل آن‌ها حتی به آیندۀ دور هم نخواهد رسید. کما اینکه تعدادی از آن‌ها رنگ واقعیت گرفته‌اند. از جایی‌که من خواندن کتاب را به شدت توصیه می‌کنم، هیچ بخش یا سناریویی از کتاب را لو نخواهم داد. شیوۀ کرایتون از این کتاب شروع می‌شود و تا پایان عمرش با کتاب ناتمام میکرو (Micro)، ادامه می‌یابد. کرایتون را می‌توانم جدی‌ترین و علمی‌ترین علمی تخیلی نویس حوزۀ زیست، شیمی و بیوشیمی بنامم. داستان به نظر طولانی، که حدود ۳۰۰ و خرده‌ای صفحه شما را قرار است یک بند پای کتاب نگه دارد، در ۵ روز اتفاق می‌افتد. چندان خیال‌باف نباشید، مجبورید هر ۵ روز را در یک تا سه روز بخوانید. البته من نتوانستم چون کمی کُند کتاب می‌خوانم.

شاید کمی برایتان قانع کننده نباشد که این کتاب جزو پُرفروش‌ترین‌های کرایتون در جهان بوده. بیش از ۱۳ زبان ترجمه شده که تصور می‌کنم ترجمه بدون مجوزش همین ترجمۀ فارسی باشد. نژاد آندرومدا در بسیاری نقدها، آمار فروش و غیره جزو سه تای اول بوده. هرچند سایت آمازون، آمار دیگری نشان می‌دهد. رتبۀ ۲۸ بین تمام کارها و نسخه‌های سه گانه و غیره که می‌توانید با جستجوی نامش چک کنید.

ناشرها:
۱۹۶۹ آلفرد آ. ناف
۱۹۹۲ بَلِنتاین بوکس
5586546۲۰۰۸ هارپر (هارپر تمام کارهای کرایتون را بارها و بارها بعد از ۲۰۰۰ به چاپ رسانده و ناشر رسمی بعد از آن دو دیگر بوده. نسخه‌های لاتین این کتاب در کتابفروشی‌هایی چون شهر کتاب مرکزی و دیگر شعبه‌های این مجموعه بارها و بارها فروش رفته و همچنان فروش دارد. خوشبختانه این مجموعه به این نتیجه رسیده که هر از گاهی تخفیف‌های ۵۰ درصدی هم بگذارد و شما با قیمتی کمتر از فارسی کتاب لاتین را تهیه می‌کنید. لطفاٌ به شهر کتابی‌ها دراین باره چیزی نگویید که رگ وطنی‌شان بالا بزند، قیمت‌های عجیب روی کتاب بزنند!)

ترجمۀ فارسی
نشر روزنه! اولین چیزی که باید به یاد داشت، کارهای خوبی ست که این ناشر سالها کار کرده، با قیمت مناسب به نسبت کیفیتش به بازار کتاب عرضه کرده. قطع کتاب را اگر استاندارد وزیری هم در نظر بگیریم، سنگین و بزرگ است، که شما را محبور می‌کند زمانی که مات و مبهوت داستان را می‌خوانید یک دست‌تان عملاً نیاز به نیمچه عصایی داشته باشد. و اگر تنبل باشید وقتی کتاب نیمه خوابیده از دست‌تن افتاد مجبور نشوید باز بردارید و خواندن را ادامه دهید. بعدا با کتاب‌هایی چون ارباب حلقه‌ها و استاد اومبرتو اکو، قطع استاندارد رقعی با وزن مناسب عرضه کرد.

نسخۀ شخصی

وضعیت ترجمه، نسبت به زمانی که در وضع گذار بین فاجعۀ امروز و کمبود گستره لغت‌های فارسی جایگزین انگلیسی، داشتیم، خوب است. هر از گاهی آن‌هم بسیار کم ایرادهای تایپی دیده می‌شود. آنقدر که قابل چشم‌پوشی‌ست. ترجمه جاهایی روان‌تر و از چهارچوب زبان تعارفی ما ایرانی‌ها خارج نشده. که خوب نیست ولی آسیبی هم به کتاب نمی‌زند. ادبیات غالب این روزها هم ادبیات مسیج و دنیای مجازی‌ست که آنهم فاجعۀ امروزی‌ست و سطحی و کم‌سواد.

پانوشت‌های خانم دینی برای بخش‌های مختلف و اصطلاح‌ها جاهایی کمی زیادی‌ست ولی درکُل لازم به نظر می‌رسد. همین پانوشت‌ها بعداً در دهه ۸۰ خورشیدی انگیزۀ مترجمینی شد که پانویس برای کتاب بنویسند. جدول‌ها و نمودارها و غیره که بسیاری را خود کرایتون به عنوان یک برنامه‌نویس (یکی از تخصص‌های کرایتون در اولین روزهای برنامه‌نویسی حتی تا آخر عمرش) طراحی کرده، در چاپ فارسی آنطور که در کتابهی اصلی کرایتون به عنوان مستند شبیه تکه‌ای از مقاله یا بُرشی از روزنامه می‌آیند نیامده که از کتاب اصلی از این بابت (ظاهری) کاملاً دور شده ولی تایپ و اسکن تصاویر مطلوب است و ضربه‌ای به آن مستندها نزده.

ترجمۀ فارسی برخلاف بسیاری از کارهای ترجمه دو دهه اخیر، از مشکلات زبانی و ویرایشی رنج نمی‌برد، هرچند اشاره کردم که اگر این کتاب که بیش از یک دهه هنوز چاپ اول مانده، آن‌هم ۲۰۰۰ نسخه تیراژ، اگر روزی دوباره قرار باشد تجدید چاپ شود، باید ویرایش دوباره‌ای بشود. مترجم در مقدمۀ خودش، اشتباهی مرتکب شده که مهم هم نیست. این کتاب سه سال پس از فروش نجومی همان سال اولش که سه میلیون نسخه فروخت، به فیلم تبدیل شد با همین عنوان که مورد نقد مثبت هم قرار گرفته (بخش بعدی).

فیلم نژاد آندرو مدا
اعتراف می‌کنم فعلاً فیلم در دسترسم نیست و به صورت آنلاین هم نتوانستم پیدایش کنم. ولی مستندهای مرتبط را برایتان پیوند می‌کنم تا ببینید. فیلم طبق توصیف کرایتون و کارگردان و تهیه کننده، دقیقا مطابق کتاب تولید شده. سه میلیون دلار فقط در سال ۱۹۷۱ صرف هزینۀ دکورهایی شده که کرایتون در کتاب توصیف کرده. چندان رقم کمی نیست، بخصوص برای دهه ۷۰ میلادی که فیلم‌هایی چون جنگ ستارگان کمی بعد تولید شدند که با مهارت تمام آنهمه دکور و صحنه پردازی بدون امکانات کنونی خلق شده بود. اگر استناد من، به همان مستندها و مجادله‌ها بر سر فیلم باشد، بهتر است زودتر سراغ کتاب و بعد از آن و نه قبل از آن، سراغ فیلم بروید. دچراکه در کتاب کرایتون رسماً با خواننده یعنی خود شما صحبت می‌کند و از حالت روایی خارج می‌شود.

Andromeda_Strain_-_Red_Control_Room

این نقد بسیاری از مردم در مورد آکادمیک بودن کار به عنوان ایراد، که این روزها با محیط مجازی و امکان بیان هر چیزی، خود را منتقد و صاحب نظر می‌دانند، باب شده، قابل قبول نیست. این شیوۀ کرایتون بود. کما اینکه اومبرتو اکو، آسیموف و دیگرانی اینطور بودند. کرایتون، خوانندۀ حرفه‌ای و علاقه‌مند می‌خواهد. همین انتقادهایی که به کرایتون شده، مانع از فروش‌های نجومی کارهایش نشده. کرایتون با رقمی حدود ۲۰۰ میلیون نسخه فروش کتاب، آن‌هم با حق چاپ ترجمه‌های رسمی و نسخه اصلی انگلیسی، یکی از پُرفروش‌ترین‌های دنیای رمان باقی مانده.

من در شگفتم چرا کارهایی چون پارک ژوراسیک، دنیای گمشده، کره، نژاد آندرومدا، و چند کتاب دیگرش، هرچند فروش بدی نداشتند، ولی در چاپهای اولیه در ایران، بعد از مدتی ناپدید شدند. بارها و بارها خواهم نوشت، و تکرار خواهم کرد، که این مشکل کتابخوانی و بین کتابخوان‌ها مشکل سطحی خوانی و بین سطحی خوان‌ها مشکل اراحیف‌خوانی وجود دارد. ایرادی ندارد همه ما همۀ این‌ها را بخوانیم، ولی اینکه فقط اراحیف بخوانیم، مساله است. آمار فروش در ایران برای کارهای ادبی، فاجعه است. رقم‌های واقعی فروش و چاپ، آنی نیست که شما در شناسنامه کتاب می‌بینید. یک دهم آن چاپ می‌شود. درست مانند کارخانه‌های چینی که اول بازار را می‌سنجند و سفارش می‌گیرند بعد کار تولید می‌کنند چون مطمئن نیستند فروش برود.

The_Andromeda_Strain_2008_Miniseriesدر پایان، این نوید به طرفداران کرایتون را اسپیلبرگ داد که کار جدیدش بازگشتی دوباره بعد از پارک ژوراسیک، آن آمیزۀ بی‌نظیرِ وحشت، هیجان و علم، به یکی از کارهای کرایتون خواهد بود. ۲۰۱۷ اسپیلبرگ کرایتون را همچنان روی بیلبُردها نگه خواهد داشت. از نژاد آندرومدا یک مینی سریال هم ساخته شده که باز در دسترسم نبوده که ببینم. ولی در معرفی کامل کرایتون در یک مطلب مُجزا درباره‌اش خواهم نوشت، چراکه خودش تولید کننده، نویسنده و کارگردان و جاهایی تهیه کننده کارهای تلویزیونی هم بوده.

فرهاد ذکاوت ۲۶ خرداد ۱۳۹۵

پی نوشت: هیچ نقدی به کتاب اصلی ندارم. چراکه قلمِ ویژۀ کرایتون است و شیوه‌ای که سود جسته. هرچند در چند جا می‌توانست کمی، فقط کمی بهتر باشد. هرچند می‌توانستم دقیق‌تر به بخش‌های مختلف کتاب بپردازم، ولی چون کتابخوان کم داریم محبورم به نکته‌ای اشاره نکنم. نوشته‌هایی که در ویکی پدیا و امثال این صفحه‌ها بخصوص به فارسی هست، طبق معمول، آنچه که باید نیست. توضیح نقشۀ داستان، حتی در صفحه ویکی-گمانه‌زن کاملاً اشتباه است. به وضوح کسی که این صفحه را نوشته، کتاب را نخوانده. اشاره فیلم نسخه ۲۰۰۸ شده که فیلم نیست، بلکه یک مینی سریال است (پوستر کناری و صفحه IMDB).

صفحۀ کتاب در goodreads

صفحۀ کتاب ترجمه شده در سایت نشر روزنه

صفحۀ کتاب در سایت رسمی مایکل کرایتون

The Andromeda Strain Discussion & Screening, September 25, 2014

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *