I am Farhad Zekavat, born in Tehran main roots in Shiraz. Tehran is one of the wildly extending cosmopolitan and capital of Iran for more than 150 years. Symbol of modernism in Iran with 16 to 18 million resident and nonresident population. My roots come back to world famous cultural city also famous for special appetizers, foods, desserts and of course various drinks but everybody knows Shiraz by of the best spectacular wines but not after revolution in 1979. As much as Tehran was famous for modern arts, Shiraz goes back to traditional arts from architecture to valuable handcrafts. Both someday had top Asian universities too. Both cities have an ancient history less known for local and international that Tehran has at least 7000 civilization background, but Shiraz of course from 3000 B.C  was in the region of famous empires from Medes to Parthian and Achaemenid dynasty (best known for Persepolis) and before Islam was of the most important Sasanid empire territory.

 My career is reflected in my CV page in English and here in Persian. So instead I just mention about the beginning of my interests, sci fi genre by my heroes, Jules Verne, Isaac Asimov, and Michael Crichton. I also have written and signed to publish some sci fi Thriller to tribute Crichton who introduced this genre based on science and not pure sci fi or fantasy (will publish somehow). Wanted to be like him somehow.

 At least I could publish more than 450 articles (translated, edited and written) in ministry of education science website (this was my most active page) which before corruption in management was trying to be the best biggest name in the middle east. I am proud of my vast contribution as content manager, provider and students consultant which part of them was life changing for many. So if at least till now nationally in the shadow of unnecessary fame and in many cases without name I did a lot. Of course, evidence is recorded somewhere in the background.

 But my interest in science began with hating schools and exams and a ill and difficult educational system till master degree in physics. Asimov and his books for teens about science had a huge impact on me and I know for many all around the world from 40s till 2000s effectively. My core interest in physics is actually fundamental forces and astrophysics. Partly I started star gazing as an amateur astronomer since 2001 and started to be in the background by publishing some books (translated and edited) till now. Of course I have many travels to desert and mountains to observe the sky. Books are part of my free time and became a profession or in another word a skill.

 But before all these I used to be a goalkeeper in football. After Badminton which I started by a coach decided to go for football as my passion in sports. I joint a talent program in one of the best clubs in Iran and someday in Asia (PAS: do not worry about the logo it was something else before 1979). Little bit later I left sports due to corruption in sports also my opportunity to start university career.

 Physics was the start of a career for me. But it was not enough for me. I founded students’ physics association. I did a lot as manager and headquarter, many meetings, lectures, and other events as one can find in my CV or Persian page of my career. Also it caused making some enemies specially and always by professors jealousy reflected in my GPA by some of them, but it was not the end. In master degree I was part of such association as my new university which I did almost a lot, mostly I was lecturing, managed some events till the end and again this time directly an instructor and an employee threatened me (funny and disturbing which I will write about all happens soon). Beside all of I studied, Ancient history was my interest in a way that for two years instead of preparing for entrance examination of universities (hate all exams in all levels), I studied as an amateur history reader. Later due to this favorite subject, during the travels or even in the city public transportations and some free time I read some related novels also, mostly by my favorite academic novel author, Valerio Massimo Manfredi (also his website here) who we have a 3 volume of his works (Alexander by his and Mondadori publication in Persian).


آیا تاکنون برایتان پیش آمده که هنگام لمس شانه‌ی دوستتان و یا دست زدن به درب یک خودرو ناگهان شوکه شوید؟ آیا تا به حال جرقه‌ای را هنگام شانه کردن موهایتان با شانه‌ی پلاستیکی یا تماس با پتوی پشمی مشاهده کرده‌اید؟ اگر جوابتان بله است، پس شما اثر الکتریسیته‌ی ساکن را احساس کردید! پدیده‌ی جرقه به دلیل تخلیه‌ی الکتریسیته‌ی ساکن در مواد روی می‌دهد. الکتریسیته‌ی ساکن از بسیاری از فعالیت‌های روزمره‌ی ما گرفته تا رعد و بر در آسمان دیده می‌شود. در این فعالیت شما می‌آموزید که چطور با استفاده از الکتریسیته‌ی ساکن، تکه‌های کاغذ را مجبور به بالا و پایین پریدن کنید. ادامه مطلب

سفر پانزدهمین عنصر جدول تناوبی مندلیف است. این عنصر اولین بار توسط یک کیمیاگر که در جستجوی طلا بود تقطیر شد. او این فرآیند را بر روی ۶۰ سطل ادرار انجام داد!

در سال ۱۶۶۹ هنینگ برند (Hennig Brand) تقریباً به صورت تصادفی فسفر را کشف کرد. او در ترکیبات ادرار در جستجوی فلزی بود که بتوان آن را به طلا تبدیل کرد. البته راه بسیار ساده‌ری برای دستیابی به فسفر وجود دارد: این عنصر در سنگ فسفات به وفور وجود دارد.

ادامه مطلب

ويروس باج‌افزار سرورهاي کامپيوتر را سرتاسر دنيا هدف قرار داده. متخصصين امنيت سايبري مي‌گويند نرم افزار مخرب به حمله‌ي WannaCry مربوط است که صداها هزار کامپيوتر را بهار امسال آلوده کرد. ادامه مطلب

يک دهه قبل اَپل واقعا گوشي ابداع نکرده بود. يک گوشي توليد کرده بود با تعدادي ويژگي که يک کامپيوتر دستي تکامل يافته بود و مي‌توانست تماس برقرار کند و در اينترنت جستجو کند.

وقتي آيفون در سال ۲۰۰۷ به بازار معرفي شد، هر آنچه استيو جابز قولش را داده بود در خود داشت. رابط کاربري و طراحي جذاب که نقطه کليدي فروشش بود. حالا مي‌دانيم که آيفون بازار گوشي همراه و اقتصاد اينترنتي و به شکل‌هاي مختلفي جامعه را دگرگون کرده. ولي از ديد فني، آيفون چندان هم خلاقانه نبود. ايده نرم افزار و رابط کاربري‌اش بر اساس آنچه در آيپاد استفاده مي‌شد طراحي شد که خود صنعت موسيقي ديجيتال را بازآفريني کرد. تماس لمسي روي گوشي‌ها و مدل‌هاي تبلت قبلي وجود داشت، از جمله اپل نيوتن. و حتي گوشي‌هاي پُرفروش نوکيا حافظه بيشتر، دوربين بهتر و اتصال سريع‌تري داشت.


اپل نیوتن در کنار اولین آیفون

آنچه از آيفون يک عامل دگرگوني ساخت، تغييراتي بزرگ در مفهوم کُل پروژه آيفون بود: طراحانش يک تلفن نساختند که صرفاً چند ويژگي اضافي داشته باشد، بلکه کامپيوتري همراه بود که ميشد با آن تماس گرفت و اينترنت گردي کرد. به عنوان تحصيل‌کرده مديريت و طراحي و نورآوري، برايم بسيار سخت است که فناوري انقلابي بعدي را با توچه به آيفون پيش بيني کنم. در طول ده سال از زمان رونمايي آيفون، بسياري چيزها در زندگي مدرن، ارتباطات و فرهنگ تغيير کرده. بخشي از آن به دليل آيفون و ديگر گوشي‌هاي هوشمند مي‌تازند و فناوري فراساختار شخصي بوجود آورده‌اند که تقريباً امکان بينهايت گسترش را هم دارد. آيفون بازي را تغيير داد نه به دليل فناوري اوليه‌اش و رابط کاربري جذاب، بلکه به عنوان نتيجه‌اي از تخيل و شجاعت به وجود آورنده‌اش.

ابداع اپليکشين‌هاي موبايل

در اين حين که آيفون شکل مي‌گرفت، طراحانش شکافي بين گوشي و کامپيوتر پيدا کردند. مهندسين و بازارياب‌ها همگي نگران ابزار جديدي بودند که بازار آيفون را خراب کند که براي پنج سال دوباره به بازگشته بود. نوکيا، بزرگترين بازيگر بازار گوشي‌هاي همراه در آن زمان، فناوري‌هاي مشابه و نمونه‌هاي اوليه در اختيار داشت و حتي از بازار موفق خودش به هراس افتاده بود، چراکه خطوط توليدش ساده‌تر و پلَت فُرم نرم افزاري قديمي نسبت به اپل داشت.

با این حال اپل با کارگذاری سیستم عامل کامل توسط خودش روی آیفون و چند برنامه کوچک روی این سیستم عامل، جهش بزرگی انجام داد. بعضی از اپلیکشین‌ها به موبایل کاملا ارتباط داشتند، مانند برنامه هایی که تلفن دریافت می‌کردند یا زنگ می‌زدند، و نرم افزاری که مسیج‌های شماره تماس‌های مختلف را از هم جدا می‌کرد و همینطور مسیج صوتی که به روشی جدید اپل ابداع کرد. بقیه نرم افزارها چندان ارتباطی به کامپیوتر نداشتند، از این جمله اپلیکیشن ایمیل و جستجوگر وب. البته باید تکنیک پخش موسیقی را هم اضافه کنیم که گوشی با اکوسیستم موسیقی اپل همخوان می‌شد.

در ابتدا، فقط مساله اپلیکشین‌ها بودند. ولی مهندسین خِبره کامپیوتر و هکرها می‌دانستند که یک کامپیوتر در ابعاد بسیار کوچک در اختیار دارند و شروع کردند به نوشتن برنامه هایشان و روی اپل اجرا کردند. ان زمان دیگر دوره غروب اپلیکشین‌های زمان خودش بود. ظرف یک سال، این اپ‌ها مورد پسند عموم قرار گرفت و پتانسیل‌شان بسیار چشمگیر بود به طوریکه نسخه دوم سیستم عامل آیفون آن را آسان‌تر کرد تا همه قانونی بتوانند اپ‌ها را روی گوشی‌هایشان نصب کنند.

جابه‌جایی اولویت‌ها
دورنمای ساختن کامپیوتری مستقل از دیگران، سازندگان موبایل را هم برآن داشت به فکر سیستم عامل مستقل باشند. برای اپل و دیگر کمپانی‌های گوشی، نرم افزار بسیار مهم‌تر از سخت افزار شد. آنچه اپ‌های یک گوشی می‌توانستند اجرا کنند، و سرعت‌شان بسیار بیش از خوب بودن دوربین یا گرفتن چند عکس اهمیت داشت:اینکه تاشو باشد، یا یکسر تخت، یا صفحه کلید بزرگ داشته باشد یا کوچک. کیبود آیفون روی صفحه نمایش بود و نرم افزارش تولید شده بود. در واقع عاملی ساخته شده بود که سخت افزار جای خودش را نرم افزار می‌داد.

آن زمان که آیفون رونمایی شد، نوکیا (در طول زمان) حدود ۲۰۰ مدل گوشی برای هر نیازی در اختیار مشتری قرار می‌داد که خودش منجر شد به میلیون‌ها مشتری این شرکت. ولی فقط یک مدل آیفون در ابتدا وجود داشت و ظرف یک دهه فقط ۱۴ مدل مختلف روانه بازار کرده بود. امروز هم فقط در رنگ تفاوت دارند و نه فقط در دو رنگ سفید و سیاه. این قدرت نرم افزار و کارکردش و سادگی‌ش است. اهمیت فوق العاده نرم افزار در گوشی‌های همراه به اکونومی این صنعت هم نفوذ کرد. حالا پول نه فقط در خرید و خدمات گوشی‌ها که در بازار و فروش و تبلیغ اپلیکشین‌ها هم جاری شده بود. دولوپرهای اپ باید عایدی خودشان را با کمپانی‌هایی که کنترل سیستم عامل‌ها در دستشان بود تقسیم می‌کردند که خود قدرت بزرگی در درآمدزایی بود: اپل حدود ۱۵ درصد بازار موبایل ولی ۸۰ درصد سود گوشی‌های هوشمند در جهان را در اختیار دارد.

فناوری انقلابی آینده هرچه باشد، و هر زمان که برسد، باید ارتباطی با گوشی‌های هوشمند و فراساختارگرایی داشته باشد. حتی امروز هم واقعیت مجازی (Virtual reality) فقط به نصب یک اپ و ارتباط با چند سخت افزار روی گوشی‌هایی نیاز دارد که همان نرم افزار را دارند. به سادگی، رابط‌های کاربری گوشی‌های همراه و دوربین‌هایشان خانه های هوشمند و هوش مصنوعی را مانیتور کرده و در کنترل خود دارد. حتی ابزارهایی که برای راه اندازی هر آنچه در اطرافمان هست، و حتی در لباسهایمان، بیشترشان به آیفون به عنوان نسل قبلی و تاثیرپذیری شان نیم نگاهی داشته باشند.


Scientific American (Kalle Lyytinen-استاد مدیریت طراحی دانشگاه کیس وسترن ریسرو)Apple
اپل- ویکی پدیا


لازم به ذکر است این تنها برنامۀ رونمایی و سخنرانی مرتبط با محتوای کتاب در تهران نیست. این برنامه به میزبانی مرکز علوم و ستاره شناسی تهران، با هزینۀ ناشر انجام می گیرد و این مرکز صرفاً میزبان برنامه فوق است. دانشگاه آزاد تهران مرکز (میدان صنعت، جنب میلاد نور) محل اصلی رونمایی و سخنرانی تخصصی در زمینۀ نسبیت عام و فیزیک نوترینو توسط اینجانب خواهد بود. ادامه مطلب